مدح و منقبت حضرت ابالفضل العباس علیهالسلام
گـفـتم ابوفـاضل نوشـتم یا اباالفضل دیـدم دلـم ره میسـپارد تا اباالفضل حرف از می و پیمانه و ساقیست یعنی باید در این میخانه باشم با اباالفضل خـاکـم ولی ناچـیز نـه، زیرا نـرفـتم زیر قـدمهـای کـسـی الا ابـاالـفـضل گفتند و خواندیم و شنـیدیم و ندیـدیم سقا فرات است و خود دریا اباالفضل تا یـاد دارم دلـبـر و دلـدارم او بـود دیروز او امروز او فـردا اباالفصل در قبرم آن پائین دلم قرص است زیرا دارد مـرا میبـیـند آن بالا اباالفضل عمری برایش نوکـری کردم، یقـیناً پرونـدهام را میزند امضا اباالفضل |